ديگه خودمو نمی شناسم !

 

 

 

 

 

سفر كردم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از خودم تا خودم

نمازم شكسته شد !

 

/ 11 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

تو خودت رو نمی شناسی ...من خودم رو گم کردم ...یکی هم از خوش فرار می کنه ........این گه بلبشوییه؟

صادق شيرانی(ياشيل)

سلام! تمامی مطالب وبلاگ را در کمال آرامش و با حوصله تمام بمانند يک کودک بر نصيحتهای مادر. بسیار ملیحانه، پر‌احساس و ساده می‌نویسی که همین مورد آخری باعث شد تا سادگی کلامت را به انتهای مطالب گنجانده شده بکشانم. از خود رسیدن به عشق آسمان، آسمانی برای تو که نمی‌خوانی. صدايت در گوشم طنين انداز است، پس با ما به از اين باشکه در غير اين باز مکرر تشنه خواهی شد و واقعيت اين است که من می‌خواستمت ولی از آنجا که گفتی راز عشقمان پنهان بماند، پس نشود فاش کسی، آنچه ميان من و توست و اگر غير اين بود بدان که من خيلی بدم. اين هم نوعی جمله‌سازيه سينمايست که از عنوانهای فيلم يک کارگردان يک جمله می‌سازند. به وبلاگم سر بزنيد! شاد می‌شوم.

مرد خاکی

سلام آرامش زيبا....خوبین؟! به بازی يلدا دعوت شده ای!خوشحال میشم قبول کنید موفق باشيد

مرد خاکی

سلام آرامش زيبا....خوبین؟! به بازی يلدا دعوت شده ای!خوشحال میشم قبول کنید موفق باشيد

مهدی

خیلی از مردم برای اینکه هیچ گاه شادیشون رو از دست ندهند و چیزی برای از دست دادن نداشته باشند ,عمدا از شادی می گریزند تا به خیال خودشون در امنیت باشند و زمین نخورند اما... (خودتون بگید)

مجيد

سلام.. مريم ميخواست يه شعر بنويسم ديدم حرفت اينقدر کامل بود که خفم کرد.. مريم کجايی... گم نشی ... ما که رفتيم و مفقود شديم.. تو بمون ... مبارزه کن ... ما کم آورديم و ....

مرد خاکی

سلام خانم...خوبيد؟کجايين؟ اميدوارم که شاد و خوش و ... باشيد

مرد خاکی

سلام خانم...خوشحالم که حالتون خوبه... اگه از ما کمکی بر میاد بگید...تعارف نکنید... موفق باشید

فروغ

بعد از مدت ها : سلام مريم جان چقدر اين دو پست آخری زيبا بود . انگار حرف دل اين روز های من بود . ايدوارم روانی قلمت پايدار باشد قربانت

امين گله

سلام ارامش اين مطلبت خيلی باحال بود ايول کلی باهاش حال کردم