اين حرف ها مخاطب ندارد !‌

 

به سكون همين رود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به اشتياق چراغي كه دور سو مي زند ،

مي مانم

به كلاغي كه پيغمبرانگي اش را

فرمان غروبي متقاعد كند !‌

چراغي كه مي تواند از تو نباشد ...

***‌

مي تابي

به فرياد هاي پريشاني كه در حنجره ام سر بريده اند .

***

به جاري همين رود

پيوند مي خورم

به تو و به رود :

(( شب بود .

ماه پشت ابر بود .

من بودم و تو بودي ـ كه در فكر من بودي ـ

حالا كه چشمه چشمه در نگاه مني ،

يك ماه تمام

از آن شب مي گذرد ... ))

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه ناز

سلام... روزهای خوب مريم بودن... روزهاي خوب الهه بودن... الهه ناز بودن... حيف چه زود گذشت...

.

ببين ، خيلی احمقی

homayoun

سلام!!!!!!!!!

maryam

سلام خوبی متنت يه خط عجيب غريبه خوندخ نميشه بعدن ميام يه سری هم تو بزن بای

شازده کوچولو

برام یه بره بکش. برام یه بره می کشی؟

مهدی

کرانه های انسانیت کجاست ؟ ... صداقت ِ بی غش کجاست؟ ... عشق ِ خالص ِ بی توقع کجاست ....؟غیر از این است که مسیح را انسان بر صلیب کشید و بزرگترین دشمن ِ انسان , خود ِ نوعِ بشر است ؟!......کیست بداند راز این دهلیز ِ تو در توی آفرینش را .. ؟...که حرف ودل ما آدمها دوتا شده است . بلکه هم بیشتر ......آیا شیطان تنها بهانه ایی بیشتر در دستِ آدم نیست تا تقصیر ها را بر گردن ِ او انداخته وخود را بی گناه جلوه دهیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

r e z a

سلام خوبی ؟ شناختين ؟ حق دارين نشناسين . ديدار هستم . همون ديوونه هه . بهم سر بزن .

بارون

اونی که می تابه ... خورشيد نيست ! اشتباه گرفتی ش ... اونيکه می تابه فقط شبيه خورشيده....که گاهی هم ادای ماه رو در مياره .... اگه يه شب ماهت غروب کرد فرداش بايد به اميد چی زنده باشی؟