ندیدمت .....

انتظار ، پشت انتظار شد ، ندیدمت

موج خیز صبر من بخار شد ، ندیدمت

ایستاده ام میان گردباد لحظه ها

گیسوان برفی ام غبار شد ، ندیدمت

در بعید بهت جاده گم شدم ، نیامدی

دل به عشق تو امیدوار شد ، ندیدمت

بس که زل زدم به عابران و اشک ریختم

چشم ها ، دو خوشه آبشار شد ، ندیدمت

گوشه ای گرفته ام غریب و داد می کشم

انتظار ، رسم روزگار شد ، ندیدمت

قاه قاه عابران ، به تیغ می کشد مرا

زخم های کهنه بی شمار شد ، ندیدمت

گفتی از پس شکوفه ی تمشک می رسی

فصل ها یکی یکی بهار شد ، ندیدمت

هیچ از خودت سوال کرده ای ؟ .... نکرده ای !

این که چند سال آزگار شد ، ندیدمت

ای نشسته روبروی من ! ملامتم مکن

چشم های من ز گریه تار شد ، ندیدمت ....

 

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
غریبه آشنا

سلام ... خسته نباشي.. با شعرا و حرفات آرامش مي گيرم.. قشنگن .. اداامه بده .. [گل]

عشق ملکوتی

سلام و عرض ادب [گل] مـا شبی دسـت بر اریم و دعایی بکنیم غـم هـجـران تـو را چـاره ز جـایـی بکنیم دل بیمار شـد از دسـت رفیقان , مـددی تـا طبیبش بـه سـر آریـم و دوایـی بکنیم انکه بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت بـازش اریـد خـدا را کـه صفـایـی بکـنـیـم همیشه براتون ارزوی بهترین ها را دارم عزت زیاد ... یا علی مدد

یبح

انتظار پشت انتظار شد ندیدی ام موج خیز صبر من بخار شد ندیدی ام ... گیسوان برفی ام غبار شد ندیدی ام .... ندیدی ام نخواستی ام نیامدی حتی زنگ نزدی یه احوال بپرسی!!

آسمان

===================== آسمان من منتظر خورشید لبخند توست .[گل][ماچ]