من دیر متولد شدم

 

سلام بر مفرد مذکر این روزها غایب زندگی ام که به دنیا آمده ام تا دوستت داشته باشم و تو بزرگ ترین دلتنگی شوی برایم و بزرگترین دل خوشی که زودتر ببینم ات و در آ. غ . و . ش . ت ...

 

پ . ن 1

نه !

اینطور نبوده که جمع ِ خودم نبوده حواسم!

تو خوب بلد بوده ای که بریزی توی دلم خودت را...

 

******

پ . ن 2

من،خیلی نصیحتِ دستهام کرده ام

که روی دیوار ننویسندت ...

 

******

پ . ن 3

داغ می شوم و چشم های تو مرا پوشانده است ...

چقدر داغی تو دختر !

 

******

پ . ن 4

آن گاه که می چرخانی ام

و در آغوشم می گیری

تمام نفس هایم را

از دنیا پس می گیرم ...

 

******

پ . ن 5

من رسول عشق و کلمه ام

به دوست داشتنت مبعوثم

معجزه ام باش ...

 

******

پ . ن 6

من از روابطم با ابرها چیزی نمی گویم

جز این که همه باران ها کودکان منند ...

 

******

پ . ن 7

من دیر متولد شدم

در 27 سالگی ...

 

******

پ . ن 8

...

این صدای قلب من نیست ...

صدای پای توست که شب ها در سینه ام می دوی !

کافی ست کمی خسته شوی ...

کافی کمی بایستی ...

 

******

پ . ن 9

/ 5 نظر / 3 بازدید
اراکده

سلام اگر تو رسول عشق و کلمه ای من مثل خدیجه به تو ایمان می آورم. ما رو هم قاطی پنهانی های قبایت کن درود

اراکده

راستی می دانستی خواهش هر مفرد مذکر غائب یک مفرد مونث واجب است ؟ آیکون دستی که به نشانه دوستی دراز شده

. او که آغوشش...

1-فدای حواست بشوم که از همه حواسهای دنیا جمع تر است 2-بنگارش بر روی دیوار قلبم 3- و چقدر داغی تو دختر. داغ عشق و داغ آغوش 4-همه نفسهایم برای تو 5-معجزه گر مجعجزه ات باش 6-مرا در بارانهایت شریک کن. بگذار تا من نیز بهاری شوم با تو 7--تازه آغاز زندگی است. آغاز راه نو آغاز با تو بودن 8- و چقدر قدمهایت با تو شیرین می شوند 9-به اندازه همه همه های همه دنیا 10-بنویس که افتخار میکنم به قلمت

مرتضی محروقی

سلام چقدر دير و دور مي نويسي بنويس قلم سبز زندگي كجايي؟