نفرین به ....

ما چون دو دریچه رو به روی هم

آگاه ز هر بگومگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آینده

عمر آینه ی بهشت اما ... آه !

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته ست

زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

نه مهر فسون ؛ نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر که هر چه کرد ، او کرد ...

 

*****

بعد از مدت ها ... خیلی وقت ... خیلی پیش ... سلام !

این شعر تو رو یاد چیزی نمی اندازه !؟ ...

یاد یه لحظه ی خاص که ...

نفرین به سفر که ...

من هنوز ناتمامم ...

مثل همیشه ... و همیشه هم ناتمام می مانم ... هر چند تمام من مال توست ولی من ... هنوز ناتمامم ...   

 

******

امشب شنیدن این شعر ... بعد از مدت ها ... من رو برد به یه جای خیلی دور ... به خیلی وقت پیش ...

این شعر تو رو یاد زمانی یا چیزی نمی اندازه !؟

یاد لحظه ای که ....

بعد از مدت ها ... خیلی وقت ... خیلی پیش ....

من هنوز ....

تمام ....

ناتمام ...

تمامم ...

تمامت ...

تمامت نکردم تمام نکن !

 

 

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
مسترخالیبند

چیزه وبلاگ نازی داری واقعا میگم احساسات ادم رو بر می انگیزونه نازی حسابی یاد شازده کوچولو کردم ایول ببین سر بزن منتظرم

غریبه آشنا

مریم خانوم دیگه وقتش رسیده بعد از این همه سال نقطه چین ها رو پر کنی و حرفا و شعرهاتو کامل بزنی [گل]

مهدی

بازی بی معناییست. توان بازی گاه نیست!

فربد

سلام دختر عمه گلم..........(بوسسسسسسس) چه قدر دلم واست تنگ شده..... وبلاگت عالییییی من یکی از خواننده های کچولویه وبلاگتم نمی گم خدافظ چون همیشه کنار خودم می بینمت........

مجید

توام درگیر این سفر هایی .. فاصله ها معنی دهنده علاقه هاست و برای اثبات علاقه باید باشد .. ولی گاه بیش از حد می شود و نابود می کند....

مهسا

سلام مریم جون! سایتت رو فربد به من معرفی کرد! من کلا با شعر زیاد میونه ای ندارم اما از شعرات خیلی خوشم اومد! کارت معرکه است! کتاب هم داری؟؟؟

مهدی

بازم سلام. و در این نیمه شب حرفی که 5 سال قبل باید بهت می گفتم رو تو یک جمله خلاصه می کنم. " دوستت دارم". اما لیاقتش را نداشتم و در تخیلش نیمه جان گوشه ایی افتادم. ریشه هر چیز رو می شه کند الا تعلق خاطری که ذهنت را پر کند. و من فلج شدم و 5 سال از من در حسرت بی زبانیم سوخت . و حقم هست چرا که جسارتش را نداشتم. حرف بسیار است . دیوار جنون نزدیک و کسی که نمی شناسم 5 سال ذهنم را و روحم را تسخیر کردو کشاید تا زمانی دیگر ادامه داشته باشد. پیروز باشی شاد باشی غریبه

مرد خاکی

من هنوز .... تمام .... ناتمام ... تمامم ... تمامت ... تمامت نکردم تمام نکن ! شده حکایت من مریم گلی...تو این دنیا تموم نشدن های زیادی هست...یکیش همین...[ناراحت] ممنونم ازت[گل] تونستی به ما هم سر بزن...خوشحال میشیم دوستان قدیمی رو ببینیم....[شوخی]