حلق آویز شده ام !

 

 

بی حواس

گیج و گنگ

قلم در شراب زد و تو را کشید ...

آفریدگارت را لعنت !!!

********** 

پ . ن : این روزها حلق آویز شده ام ! باور کن !

پشت گردنم نفس کشیده ای و ... حلق آویز شده ام ...

نفس می کشی ...

نفس می کشم ...

نفس می کشی ...

نفس ... نفس ...

تو همان کسی هستی که با دیدنت قرارم نیست ... نیست ...

این روزها عاشق شده ام تر از همیشه و دیگر قرارم نیست ...

سپاس خدای را عز و جل که ... تو را آفرید و مهرت را نهاد در جسم و جان و روح و قلبم ...

پ . ن 2 . از ابتدا با آفریدگارمان شروع شد و تا انتها ...

خدای خوب من ! مواظب تو و من و ما و همه باش !  

 

 

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
M e h d i

این روزها عاشق نمی شوم... ّ

مهدی

لعنت باد واقعا...هر چند متضاد !

ی

بوی وبلاگت نسبت به قبلنا خیلی فرق کرده! بوی عشق میاد توش! خبریه مریم ؟

غريب آشنا

بسته انتظار ... زودتر بيا.......