من از ستاره سوختم !

 

 

سلام ... ستاره رفت ، ستاره تنهام گذاشت و من بلاخره سوختم ، همه چيز تمام شد ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اينجا ستاره ها همه خاموشند

اينجا فرشته ها همه گريانند

اينجا شكوفه هاي گل مريم

بي قدرتر ز خار بيابانند

يادته ستاره ؟ گفته بودم نگذار بسوزم ؟ اما حالا تو منو سوزوندي ...

نگاه كن !

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهيان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چين بركه هاي شب شدم ...

حالا ديگه كه رفتي ... كه رفته ... كه ديگه نيستي ... كه ديگه نيست ... كه ديگه نموندي ... كه ديگه نموند و رفت ...

بحران هاي روحي اين اواخر و افسردگي ها و اشكها و دل شكستنم رو مي گذارم به پاي تو ستاره و به پاي سفرهايي كه كلافه ام كردن ... مي گذارم به پاي اميدي كه بهم دادي و بعد ناگهاني ازم گرفتي و به پاي همه ي روزهاي خوبي كه با هم داشتيم و سوختن ... از ستاره !

باشه ! قبوله ! من بي خيال اميد مي شم ! بي خيال گريه و اشك و آه و ناله و بي خيال همه ي خاطره ها ! اما آخه مگه مي شه سرنوشت رو از سر ، نوشت ؟ مگه مي شه شبها ديگه آسمون رو نديد ؟ مگه آسمون شب بي ستاره مي شه ؟

بي خيال ! مي خوام برم به خواب بهار ! مي خوام سبز بشم دوباره ! مي خوام آفتابي بشم دوباره ! اما بايد به خودم فرصت بدم ... آره ، كمي فرصت مي خوام ...

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام

گناه من اين ب.د که آسمان را تنها با يک ستاره می خواستم

babak

سلام .ستاره اين روزها ديگه سو سو نمی زنه . عجيبه . خيلی . آخه اون که مهربون بود . اما برو برو پيش بهار . حتما. شادی و عشق رو ازش بگير . نذار بنشوندت. پاشو . محکم.

محبوبه

سلام مريم جان.. خوبي؟‌ همه چيز درست ميشه ... نياز به صبر است.. دلت شاد و هميشه سبز باشي.

ali

مرسی عزيز از نظرت موفق باشی

from the heaven

........ ما در اين مستيٌ خود مانديم و او / در ميان دفتر خود مشق عشق ديگری را می کند.........

majid

سلام :Rain Rain in the Sky every when i look at see the Rain.... WHo can stop the rain....

Shirin

سلام ... قشنگ بود ... می خوام برم به خواب بهار... می خوام سبز بشم دوباره ... می خوام آفتابی بشم دوباره ... اما متاسفانه آسمون ابريه ...........

مهدی

چی باید گفت ؟ چی داریم بگیم ؟ .......آیا حرفی هست که ارزش گفتن داشته باشه ؟.......نمی دونم ؟...اما موند م چرا اینقدر من کند ذهنم چیزی از نوشته هات سر در نمی آورم !!!!!!!!. .......به هر حال امید که پیروز باشی ....شاد باشی به کسی هم دل نبندی .که بزرگترین فریب ِ آدمها دل بستنه .......می گی نه ؟!!باشه ما گفتیم ....تو این دنیا همه تنهاند .فقط یه مشت نیاز بی خاصیت که اونم خودمون درست می کنیم وپر بال می دیم ما آدمها رو برا ی چند صباحی کنار هم نگه می داره ..........پس بهتره از اول زندگی ...که نه از همین نیمه راه زندگی این واقعیت را قبول کنیم و .شاید بهتر باشه ؟!!! .......کسی چه می دونه ؟؟؟؟؟؟

hami

salam khobi matlbetoto khonadam jaleb bod vali kojaee khabri nist digeh sari nemizani ghadimaya ro farmosh kardai yahagh

President Evil

من از ستاره سوختم، تو رو به گریه سپردم ... زمان همه چیز رو عادی میکنه، حتی مرگ آدم ها رو. این البته حقیقتی دردناکه ... // سلام. من بعد از دوماه و خورده ای دوری از اینترنت برگشتم. امروز وبلاگ رو آپدیت کردم. عنوانش اینه: "رستم دستان در دستان اژدهای بی کفایتی." // ممنون. در سایه ایزد یزدان مستدام و پاینده