دهمین ماه گرد زندگی من و تا همیشه عزیزترینم ...

دل ، تنگ می شود از فرط تو
افراط می کنی
همیشه افراط می کنی ...
*******
کوچه ها
تمام که می شوند
من می مانم و
این همه تو  !
که تازه خودت هم نمی شوند... !
*******
شعری بگو
که درآن عاشق تر باشم
دستم به همه ی آسمان برسد
و تمام من و آن شعرآغوشی باشد
به اندازه ی همه ی تو ...
*******
شراب دردهان و
عشق درچشم اتفاق می افتد
...
جام را برداشته
به دهان می برم
به تونگاه می کنم
و...
آه می کشم ...
*******
کاش دوبار زاده می شدم
یکی برای مردن درآغوش تو
یکی برای تماشای عاشقی کردنت ...
*******
برای کوتاهی دست هایم چه کارمی توانم بکنم؟!
قبول کرده ام که شب ازحوصله ی من درازتراست
وماه ازخیال تودورتر ...
*******
اگر تو نبودی عشق نبود
همین طور
اصراری برای زندگی
اگر تو نبودی
زمین یک زیر سیگاری گِلی بود
جایی
برای خاموش کردن بی حوصلگی ها
اگر تو نبودی
من کاملاً بیکار بودم
آخر
هیچ کاری در این دنیا ندارم
جزدوست داشتن تو ...
*******
 پ . ن 1 خوش به حال من ... که تو را دارم ... که تورا دوست دارم ... که تودوستم داری ...
خوش به حالم ...

پ . ن 2 حتمن باید یادآوری کنم که دوستت دارم ؟!؟!؟!
چشم ...
هزاربارهم می گویم ...
دوستت دارم

پ . ن 3 بغلم نمی کنی...؟!

/ 10 نظر / 2 بازدید
عشقت برای عشقش

شعرم همه تو عشقم همه تو تو خودت تو آسمونی تو آسمون دل من کاش اصلا زاده نمیشدیم تا در همان ازل می ماندیم لاهوت را سرای عشق من و تواست نه این ناسوت ناپاک دوست دارم و بدون که تو بغلمی

مهدی

تمام یادها را در 18 تیر گرد آوردی و به آن میافزایی؟

محبوبه

سرم را در ميان بالشت فرو ميكنم تا مبادا كسي صدايم را بشنود...و انگاه هاي هاي گريه را در ان فشار مضاعف سر مي دهم. ميان تاريكي هاي اتاقم و پنجره اي كه باز است و ميان حركت موج وار پرده اتاقم باز از بيرون پنجره باز هم صداي همان رهگذر شب گرد مي ايد كه ارامو لطيف زمزمه ميكند: مرا كه با تو شادم پريشان مكن... و من باز هم مي روم به ان روزها روزهاي خوبي كه او بود... پنجره اتاقم باز است و نسيم بي اجازه وارد خلوت تنهاييم مي شود.مينشيند مقابل ايينه اتاقم..مي پيچد بين گيسوانم و در اغوشم مي كشد... من مست ميشوم...

محبوبه

نثر تو چنان برای من خنک و معطر است که مرابا خود میبرد به یک فصل دیگر.نمیدانم چگونه حسی را که نوشته های تو به من منتقل میکند در غالب ناقص کلمات بریزم.کلمه ندارم برای بیانش.فقیرم.. احساس میکنم تو یک روح گریزان داری که بسیار جلوتر از جسمت در حرکت است و این روح دارد به سختی جسمت را تحمل میکند. نمی دانم نمیدانم... تو روح پاک یک فرشته ای شاید که اشتباه به زیمن هبوط کرده است... هنوز هم نمیدانم...

مهدی

چقدر شعرهایت زیباست...درود بر تو

محبوبه

چقدر نیستی این روزها... بنویس..

اراکده

روزمامان مبارک!

محبوبه

روزت مبارک مریم بانو ...

مهدی

سلام بسیار لذت بردم.اونجایی که در مورد شراب و سیگار بود من خیلی خوشم اومد. البته این رگبار شدید هم حسابی منو خیس کرد !

محبوبه

وارد ماه تولدت داریم میشیم.امیدوارم به این مناسبت بنویسی ... ...امسال 18 تیر ... فقط تولد مریمی نبود و نیست ! یعنی فقط یک روز تولد برای مریمی نیست ... دو تا تولد همزمان است ، تولد یک مریم زاده ی هجدهم تیر ماه متولد سال یکهزار و سیصد و شصت و یک خورشیدی و تولد یک زندگی که مریمی قرار است با عشقش آغاز کند و تا پایان 365 روز سال .... امسال هم این حس باهات هست؟