بی خنده هات بار سفر بستنم چه بود ...

 

 

سنت شکست این غزلم عاشقانه نیست

حالا هوای هیچ کسی توی خانه نیست

راحت کنار دست خودم چرت میزنم

این روزها که حال و هوا شاعرانه نیست

ور میروم به رادیو کوچک دو موج

غیر از"تویی الهه ی نازم "ترانه نیست

پا می شوم و توی زمان راه می روم

(من فکر می کنم که مقصر زمانه نیست)

می ایستم کنار خودم چند سال پیش

دیگر از آن گذشته ی زیبا نشانه نیست

دیگر از آن گذشته که سنت نمی شکست...

سنت شکسته شد غزلم عاشقانه نیست ...

 

پ . ن خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا !؟

 

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
اراکده

ای عشق همه بهانه از تو ....... بود سلام توی نوار کناری وبم یه اسمه که شعرهاش هنوز بوی امید داره... حتی همینی که میگی عاشقانه نیست... بعضی ها اگه یالی یه بار هم بنویسند خوندنیه... تو یکی از اونایی... سالی یه بار عطر افشانی میکنی... حال می کنیم باهاش رفیق...

علی

غزلم تو شعرم تو عشقم تو همه من تو