سال نو مبارک !

 

 

 

 

بچه که بودم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

آمدن تو را

وقتی که پایم

یک شماره برای کفش هایم

بزرگ تر می شدند

احساس می کرد م

و حالا وقتی

در آینه

تعداد موهای سیاهم را می بینم

که دیگر انگشت شمار شده اند

هی ! نوروز !

نمی دانم پس از این

آمدن تو را چگونه احساس خواهم کرد

فقط می دانم

سال بعذ که بیایی

دیگر موی سیاهی در سر نخواهم داشت ...

 

سلام . هر چند کمی دیر ... اما سال نو مبارک ! فکر می کنم خیلی از دوستان از گرفتاری های سه ؛ چهار ماهه ی اخیر من باخبر بودند ؛ هر چند کمی تا قسمتی سخت ... اما گذشت ... مهم این هستش که من باز هم هستم ... همون مریم همیشگی ... ممکنه کمی بزرگ تر شده باشم اما هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده و هنوز شازده کوچولو همون شازده ی تنهایی هستش که تو سیارکش از گل های قشنگش نگه داری می کنه . مثل همیشه آرزو می کنم سبز باشید و زلال و صبور و سبز و سالی داشته باشید سرشار از مهربونی و لطف خداوند و امیدوارم همه ی گل هام به آرزوهاشون برسن .

راستش .... مدت هاست که خیلی حرف دارم برای گفتن و نوشتن اما خب ... دنبال یه نفر می گردم که چند ساعتی گوشهاش رو بهم قرض بده . نمی گم می خوام شکوه کنم ؛ نه ! فقط می خوام حرف هایی رو که توی دلم مونده بگم ؛ چه خوب ؛ چه بد ...

... دیگه حرفی نیست جز آرزوی سلامتی برای همه ی دوستای خوبم . مواظب خودتون و دلهاتون باشید .

م . آرامش

 

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسيم

سال نو تو هم مبارک می ... چاکريم . يه سری هم به ما بزن...

Mohsen

موسفيد بهتر کله ی سفيده.

M e h d i

تو کی میخوای کمی روی زمین داغ این زمین داغ گام برداری... ؟

محبوبه

سلام مريم جان... من هم سال نو رو تبريک ميگم اميدوارم سالی پر از شادی و سلامتی داشته باشی و هميشه شاد و سبز باشي... اميدوارم هيچ وقت تو زندگيت گرفتاری پيش نياد و بازم اميدوارم گرفتاری که داشتی حل شده باشه... مواظب خودت باش.. يا حق.

سمیرا

سلام مريم جان.ببخش مدتهاست بهت سر نزدم گرچه در جريان گرفتاريهات نبودم اما خوشحال که حل شده سال نو تو هم مبارک اميدوارم سال خوبی داشته باشي عزيزم به من هم سر بزن

~*~

راستی سلام.

~*~

موهای همه سفيد ميشه! مثه من. گله ای نيست. فقط گذشت زمان رو ياد آدم مياره گاهی وقتا هم سختی هايی رو که ديگه گذشته. چون وقتی ميفهمی موهات سفيد شده که سختيها تموم شده باشه يا حداقل کمتر شده باشه. وقتی سختی ها و مشکلات همين الان کنارت باشه که نميری جلوی آينه موهای سفيدتو بشماری! ميری؟! چرت و پرت گفتم نه؟ من ديگه نميدونم چجوری باید بهت بگم که آقاجان ما دو تا گوش شنوا داريم واسه شنيدن حرفای آبجیمون! اما نميدونم يا ديگه قابل نيستيم يا شايد گوشم ديگه نميشنوه .. يا شايدم ديگه بعنوان يه داداش قبولمون نداری. هوم؟ بهرحال اميدوارم همیشه دلت شاد باشه و غصه هات کمتر از روزهای گذشته و دلت خالی از حرفايی که مونده (البته بداش) اوقاتت خوش.

فرهاد

سلام وبلاگ قشنگی داری هم قالبت زيباست و هم شعرات موفق باشی خوشحال ميشم به منم سر بزنی

مرد خاکی

سلام مريم عزيز...خيلی دلم برات تنگ شده ولی حيف که درگيری....هممون درگيريم....همه رو درگير کردند!!!!!نثرت خيلی قشنگ بود....ولی عزيز....نگران سفيدی موهات نباش....حنا که هست....دوستتون دارم....

مهدی

بچه که بودم آمدن بهار را با دو هفته از دست مدرسه راحت شدن حس می کرد م (هر چند مشق های عید در آخر تلافی همه را در می آورد !) .....اما امروز تو را تنها با تغییر دادن تاریخ سال در نوشته ها و گزارشها می فهمم.حتی دیگر لباسهای نو هم نیست ! .............گردش زمین هم بهانه ایی برای آدمها ست ؟!نه! ............چند سالی است که دیگر تا می توانم از این بندِ تبریک سال نو و اینها می گریزم ...به هر حال پیروز باشید.