نیست ... !؟

رگ خشک شعر مرا شور نیست

به چشم غزل های من نور نیست

تو سالار شب های شعر منی ... !

و بی تو ردیف غزل جور نیست

شب پیش ، مهمان من ماه بود

که بی تو نمی خواهمش ، زور نیست !

برای سرانگشت مضراب من

به جز گیسوان تو سنتور نیست

ببین ! نه .... تو را جان چشمت ببین

برایم نفس بی تو مقدور نیست

لبت داد می زد : نمی خواهمت

نگاه تو می گفت اینجور نیست ....

 

 

/ 3 نظر / 24 بازدید
arfo

سلام دوست عزيز وبلاگ خيلي خوبي داري. يه سري به کافی نت آرفو هم بزن چيزاي خوبي واست دارم اگر هم خواستی تو سایت عضو شو تا به تمامی امکانات دسترسی داشته باشی و آموزشها و ترفند های به روز به ایمیلتون فرستاده شود . آدرس ورودی : www.arfo.ir ممنون ميشم کافی نت آرفو || ARFO.IR || به وبلاگت لينك كني :-) [گل]

maryam

salam maryam joon.webetoo kheili doost daram..kheili shazdeh kocholoo maneshanas....khoshhal misham be webe manam ye sar bezani va nazar bedi k echetori shazdehkocholoomaneshanetaresh bokonam,merc

مهدی

سلام دست از شعر برنمی داری؟ با خود بازی می کنی یا با زندگی؟یا دیگری؟ یا نه می گریزی؟