چه بی تابانه می خواهمت ...

 

تقدیم به کسی که اسمش توی فالم بود، و هر روز برایم عزیزتر می شود ، خیلی عزیز...

باید بیشتر مواظب خودم و خودت باشم.

قشنگ ترین لحظه زندگی من، تولد عزیزترین های من است . چرا که وقتی با آن ها هستم، انگار یک بار دیگر متولد می شوم ...

امسال ، عزیزی ، یک همیشه عزیزی ، یک شیطانکی ، یک گلی هست ، که بودنش را  خیلی دوست دارم؛ که بودنش به من انرژی می دهد ...

به پاس بودنش،

به امید ماندنش،

به عشق شنیدنش،

به یک آسمان خوبیش،

و با یک دنیا آرزوی خوب،

که

اولیش ماندنش  ،

دومیش با هم بودنمان ،

سومیش مهربان بودنش ،

و چهارمیش، همان دعایی که خودش می داند و از من خواسته ...

فریاد می زنم :

تولدت مبارک!

و

دوستت دارم

 

********

 

 

پ . ن چی شده عشق بزرگ زندگی من !؟ دلت بوسه خواسته ؟ وجود نازنینت آغوش من رو کم آورده ... !؟ پس بدو بیا که منتظرم ...

پ ن 2 نمی شه به جای پ . ن از این به بعد بنویسم ( پ ) ( ب ) ... !؟

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
TaHa

سلام وبلاگ قشنگی داری امید وارم وبلاگت زیبا تر بشه با مطالب خوبی که میزاری راستی به وبلاگ من هم یه سری بزن نظرتو در مورد مطلبم بگو[چشمک]

کورش-وفادار دلشکسته ی مرده

سلام ...يه سرپيش من بيا..پشيمون نميشي! اين صرفاً يک دعوته از شما برای ديدن وبلاگم اميدوارم ناراحت نشده باشيد..

و آنکه زاده شد در چهارشنبه روزی در 28 مرداد 28 سال پیش

راستش را بخواهی اصلا فلسفه پافرینش من تو بودی من زاده شدم تا معنای عشق و زندگی را با تو بفهمم من امدم چون همچون تویی قرار بود که بیاید بیایی و با هم باشیم تا ابد

اراکده

سلام استاد لطف بفرمائيدن قدم روي تخم مرغ چشم ما بزاين و شعر ما رو با راهنماييها تو ن مزين كنيد. ممنان

ی

چقدر زیبا شده دستت برای نوشتن از عشق مریم. دوس داشتم.آرزو میکنم همیشه همینطوری از عشق بگی و هر روز عاشق تر بشین باهم.