کدام ؟؟؟

 

 

 

 

 

مرا کدام جدا کرد بی گناه از تو ؟

سیاه بختی من یا که اشتباه از تو ؟

میان ما برهوت سکوت افتاده ست

اگر گناه ز من بود اگر گناه از تو

دوباره جان بدمد در تن کویری من

بر او گر بوزد روح یک نگاه از تو

به جز طنین شکستی درون سینه ی خویش

ترانه ای نشنیدیم هیچ گاه از تو

چه ماهرانه زمان نقش می زند متضاد

کنار سادگی من دلی سیاه از تو

درون کشتی بی لنگری ز عشق و جنون

چه ساده ساخته بودیم تکیه گاه از تو

اگر چه فتنه و آشوب ، مهرورزی و عشق

دروغ گفتن و چشمان کینه خواه از تو

برای من رمقی در طریق عشق نماند

غرور خسته ی این زخم را پناه از تو

من و تو هر دو در این روزگار ناچاریم

هزار افسوس از من و هزار آه از تو ...

 

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
raz

سلام وبلاگ بسیلر جالبی داری خواستی به منم سر بزن منم مثل تو منتظذم البته وب من به مال شما نمیرسه[دست][دست][هورا][گل][گل] فدات غریبه ی آشنا

raz

سلام وبلاگ بسیار جالبی داری خواستی به منم سر بزن منم مثل تو منتظرم البته وب من به مال شما نمیرسه فدات غریبه ی آشنا

صادق

سلام وب جالبی دارید اگه مایل به تبادل لینک هستید خبرم کنید یا علی

از اون بالا به من می خنده و میگه: توبه تقصیر خود افتادی از این در محروم --از که می نالی وفریاد که را می داری.

یب

میخواست و میخواد به تن کویری تو جان بده، ولی تو خودت تنت رو قایم کردی ازش. چرا ترانه ای نشنیدی ازش؟ چون باهاش در تماس نبودی. فکر نکنم دل سیاهی داشته باشه. ولی از تو هم انتظار داره. انتظار داره یه قدم برداری به طرفش تا اونم صد قدم به طرفت برداره. برای اونم رمقی در طریق عشق نمانده. فقط دلش خوش بود که تو مرحمی برای درداش. هزار افسوس از اون و هزار آه از تو ...