روز اول دی ماه

و اين منم

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده ی زمين

و ياس ساده و غمناک آسمان

و ناتوانی اين دست های سيمانی

زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

امروز روز اول دی ماه است

من راز فصل ها را می دانم

و حرف لحظه ها را می فهمم

نجات دهنده در گور خفته است

و خاک ـ خاک پذيرنده اشارتی ست به آرامش ...

سلام . مدتی هستش که در سفرم . دلم برای اصفهان و همه ی زيبايی هاش تنگ شده . اما از اينجا هم می تونم يلدا رو به همه تبريک بگم . اميدوارم که همه ی شادی ها و خوشبختی به بلندای شب يلدا تمام زندگيتون رو فرا بگيره . سبز باشيد و شاد و زلال . ايدون باد .

م . آرامش  

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

و اين منم / کودکی تنها در آستانه فصل درد /در ابتدای درک آلوده بودن /و غم ترک آسمان در دياری غريب ونا آشنا /و ناتوانی اين پاهای چوبی و زخم خورده در تاريخ /زمان گذشت وچهل بار نواخت /....../ من راز هیچ نمی دانم /وحتی نیاز را نمی شناسم /و لحظه ها همه یک رنگند /و نجات دهنده , فریب کودکانه ِ من در خواب است که سالها مرده /و خاک دهانی گشاده برای لیسیدن استخوانهای من است تا مرا در آغوش خود به عالم کرمهای گوشتخوار ِ سفید ِ تاریکی ببرد/

محبوبه

سلام مريم جان.. خوبي؟ سفر خوش بگذره... به سلامتي برگردي..اميدوارم شب يلدا هم بهت خوش گذشته باشه... هميشه شاد و سبز باشيد.

President Evil

خاک خودِ حقیقت است. حقایق، حقیقتانی را می شورند و این طبیعی است. خاک حقیقت زا نیست که حقیقت نماست. خاک ما را به این حقیقت می رساند که عامل فراموشی ماست. آری! خاک فرامش بخش ماست. گر به خاک نسپاریم دردهایمان را به کدامین دفتر خاطرات و آسمان و باد و گل شقایق و غیرو می توانیم رجوع کنیم؟ هیچ! کافر نخوانیم خاک را که از مومن ترین ایمان آورندگان است. و اگر انسان نبود اتفاقی نمی افتاد. دور تسلسل به راه خویش ادامه می داد و پیشامدی نبود. لیک انسان آمد تا محتوای هستی را به غلغله در اندازد و محصولات جدید برداشت کند. پس ابتلا و آزمایش سختی است در آزمایشگاه زمین: بر خاک قدم برداشتن و از آسمان و باد و کوه و گل و ... گفتن!

علی

هرجا که هستی ارزو ميکنم خوش و خرم باشی. ای کاش آدمی وطنش را با خود می توانست ببرد هرکجا که خواست ...

علی

هرجا که هستی ارزو ميکنم خوش و خرم باشی. ای کاش آدمی وطنش را با خود می توانست ببرد هرکجا که خواست ...

rakhshan

سلام...بلاگ ماهی داری...ميدونم که خودت ماه تری... به ديدارم بيا...(اگه دوست داشتی) دلم تنگ است...

shirin

سلام ... نمی دونم الان برگشتين به اصفهان يا نه .. اما دوست و همشهری خودم ... اميدوارم زود تر برگردی ... متنت هم بسيار قشنگ بود و چقدر کم اند کسانی که راز فصل ها را بدانند ...

homayoun

سلام اميدوارم خوب باشيد.موفق و پيروز باشيد

ali noorani

اين شعر منو ياد فروغ انداخت. نميدونم از اونه يا نه