ای کاش مهرتان به دل من نمی نشست

 

 

جز تو چه مانده است برايم ، جنون مست !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دل دل مكن ، بگير ! دلم مانده روي دست

سنگ تو را به سينه آيينه مي زند

هر كس كه ادعا كند از عشق زنده است

ديواري از حصار تو كوتاه تر نبود

وقتي كه مي گريختم از سايه هاي پست

انگشت هاي طعنه به چشمم فرو كنند

مردان لاابالي و نام و نشان پرست

ديدم چهار سمت من از روشني تهي ست

هي دست مي كشيدم و مي گفتم اين چه هست ؟

ناگاه صورتم كه شباهت به من نداشت

از دست من چكيد و در آيينه ات شكست !

من تشنه ام به جلگه ي مرطوب آسمان

با اين عطش تولد دريا مرا بس است

در كار عشق حاشيه رفتن صحيح نيست

اي كاش مهرتان به دل من نمي نشست

شعرم شكستني ست ، كمي احتياط كن

وقتي بلور شعر مرا مي بري به دست

م . آرامش

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنيتا

اينشاالله که دلت هيچ وقت نشکنه.. خوش باشی عزيزم.

...

بازم تعارف تیکه پاره کردی ؟ هان ؟ آخه من تو کدوم آسمونم ؟ آسمون ِ حسرت ؟ یا آسمون ِ دست و پا بسته بودن ؟ یا تو آسمون ِ وارونه که عکسش تو گنداب ِ ته ِ یه جوبِ آبه ؟( اونم یه جوبِ بی مصرف ). آخه تو چی می دونی از من ِ گمشده ؟آخه چی دیدی که واسه ما حرف از آسمون می زنی ؟....من چی کاردارم به آسمونها ؟ من رو زمینش هم نمی تونم صاف راه برم .آخه چی دیدی تو این آدم درهم وترکیده ایی که با وصله و پینه سر هم مونده ؟.... آخه چرا ...؟ چرا انگشت می زاری رو دردِ آدم ؟ هان ؟ بگو......اما بهتر که نگی.. . چون می دونم چیزی نمیدونی . دست کم از این یارو که کامنت بی نام ونشون می زاره و فرار می کنه تو تاریکی ِ ته ِ اتاق . نمی دونم چی باید بگم ؟ به خدا موند م؟ ...........آخه من توکدوم آسمونم؟....هان ؟ ...عجب بازی غریبی شده این زندگی ما ؛ همیشه همه 180 درجه عکس بودنم درباره من حدس میزدند .( خنده داره )....من حرفتو می زارم پای تعارف تیکه پاره کردن . شاد باشی و پیروز

آرش تولايي

سلام؛ شعرت خيلی زيبا بود.اميدوارم هميشه احساس خوشبختی کنی

m

سلام ! خوشحالم که باز هم حال و حوصله سر زدن به دوستان مجازی رو پيدا کرديد .. نوشته هاتون هميشه زيباست ....

قاسم رضادوست

سلام چه وبلاگ قشنگی غزلتان هم از سياليت خاصی برخوردار بود به من سر بزن نظر يادت نره

ياد

سلام دوست ويار مهربانم ,مقدمت را به وبلاگ ياد عزيز می دارم ولطف ومحبتت را ارج مي نهم واز آشنايي با شما بسيار خوشحالم .ببخشيد از اينكه اندكي تاخيرشد. اميدوارم بتوانم از راهنمايي و پيشنهادهاي شما بهرمند گردم. «تو اگردر تپش باغ خدارا ديدي.... همت كن وبگو ...ماهي ها....حوض شان بي آب است»

tina shadan

سلام. وبلاگت خيلی قشنگه. زيبا مينويسی. موفق باشی. راستی به وبلاگ من هم بيا منتظرت هستم.قربانت/ يا علی

President Evil

سلام. نادانان سراغی می گیرند لیک نه نرم و آهسته که بنيان بر کن. در عشق حاشيه رفتن صحيح نيست ولی وقتی همه در حاشيه اند٬ عشق کجای متن قرار خواهد گرفت؟؟ هاشورهايند که تعيين کننده اند. آدم های خاکستری... در سايه خداوندگار مستدام

mosaferasemani

زيبا و لطيف.

صبورا(سنجاب)

سلام مريم عزيزم....خيلی زيبا وتاثير گذار بود...سالم وسربلند باشی..خدانگهدار