بی توضيح !

 

 

 

 

 

بگذار هر که می آید <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چفت در را بیندازد

( سکوت خواب غریبی اش را می بیند )

من هم خواهم رفت

وقتی تکه تکه

ابرهای نباریده را می شمارم

و لیز می خورم

و تیزی گل های کاغذی

از خون انگشتانم

رنگین تر نمی شود

_ که می شوم

رد بوسه های پلاسیده

روی فنجان لب پریده

که فکر می کنم

ته تمام فنجان ها تو نشسته ای

دست

تکان نمی دهی

و تمام روز

غریبی ات

تکه

تکه

روی بارانی ام / چاله می کند

***شن

می افتم

و این همه روزهای بی پرنده

توی ابرهای نباریده

خفه می شوند

تو رفته ای

دست تکان نمی دهی

و من فکر می کنم

ته تمام فنجان های لب نخورده/ته کشیده ای

هورت می کشم ...

 

http://www.shazdehkoochooloo.parsiblog.com

 

 

/ 7 نظر / 14 بازدید
آرميتا

سلام مريم عزيزم، وبلاگت خیلی قشنگه، خیلی لذت بردم. یه فضای معصومانه که از معصومیت بچه ها وام گرفته و از رو دستشون تقلب نوشته تا نمرش بیست بیست بیست بشه! دیدی من اومدم به وبلاگت و به قولم عمل کردم؟!!! تو هم منو فراموش نکن، باشه؟

زينب

عليک سلام. چطوری؟

مرد خاکی

سلام خانم...واقعا بی توضيحه کارت.... نسبت به بقيه شعرات يه جورايی فرق داشت.... موفق باشی

محمد

سلام مريم خانوم متن قشنگی بود.تا بعدی

سروش سكوت

سلام.كارهاتون رو خوندم.زيبا بود .در قالبهاي كلاسيك تون (غروب آبي چندم...)توانائي بالقوه ممتاز شدن مشهود است (سيب ترين سرخ و پرپرشدن لكه ننگ...).فقط كمي ايجاز وپرهيز از اصرار بر ايجاديك فضاي انتزاعي لازم به نظر ميرسد(قالب صابون لبخند باور گرسنگي...؟)موفق باشي... در سكوت سراي پرديس مي بينمت.تابعد...بدرود..راستي اول بايد فرم دعوت نامه را در يادداشتهاي خودتون پركنيد ...

امير

سلام وبلاگ قشنگی داری يه سر به وبلاگ منم بزن خوشحال ميشم