زن ....

 

 

 

 

 

خسته ، شكسته ، كنج اتاقش نشست زن<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عقش گرفته بود از اين شهر پست ، زن

زخم كدام دشنه دلت را تباه كرد ؟

بار كدام غم كمرت را شكست ، زن !؟

چيزي نگفت ، كودك خود را بغل گرفت

تا خورد و در كنار سماور نشست ، زن

يك استكان چاي و دو تا آرزوي تلخ

و چشم در سكوت تب آلوده بست زن

چاقو ... نه آن طناب ... نفس ؟ نه نمي كشد

انگار كه سال هاست جان داده است زن ....

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
President Evil

سلام. چقدر مرثيه؟ چقدر ناله؟ چقدر شکوه؟ چقدر شکايت؟ چقدر؟ تا کی؟ چرا تموم نمی شيم؟ چرا تاريخمون نمی گذره؟ چرا مجالس ختم مون اين همه سال طول می کشه و تولدمون رو به زور يادمون هس؟ همه در حبس ان٬ همه در بند ان٬ همه دارن می ميرن٬ همه ی زن ها سال هاست٬ مردن... خوب نگاه کن ببين اولين قاتل زن ها٬ حضرت آدم نبوده؟ اين حرامزادگی از کجا شروع شده؟ کسی می دونه؟ کسی اهميت می ده؟ اين چه طاعون جذام گونه ای هس که به جان نحيف ماها افتاده؟ مار حيوون قشنگی يه... وقتی وقتش شد٬ پوست می ندازه... از مار بياموز... يا علی مدد

طارمه

اگه قراره شعر با قافيه بگي؛ بايد دستور مربوطه آن هم رعايت كني...توصيه ميكنم شعر نو بنويسي.

مهدی

صبح اول وقت خسته از سر کار اومدیم( آخه ما زندگی و کارمون وارونه است! ) می گیم یه نگاهی به اینترنت بندازیم... می بینیم که جنابعالی دنبال طناب میگردی !!!!!.آخه عزیز من , نوکرتم ..مگه راه راحتتر نبود ؟ اگه نمی دونی بگم؟ 2 سی سی آدرنالین وریدی می زنی , نشد 1 سی سی دوپامین وریدی می زنی ...چرا 10 دقیقه بالای دار خود ساخته می خواهی خِر خِر کنی و دست پا بزنی و تموم ِ زندگیت بیات جلو چشمات , و گردنت از شدت وزنت که یک دفعه رها می شی بشکنه , وبعد صورتت یکهو سیاه بشه و............ هر کاری راهی داره , برو اِز اوساهاش بپرس نازنین.........تازه , اگه هم می تونی تجدید نظر کنی و دست از این کار برداری , اگه از کسی خُرده بُرده ای داری بگو . اگه از دست ماست بگو , اگه از دست کسی دیگه است بگو , به هر حال تو وبلاگ خونهایی که داری یکی پیدا می شه کمک کنه , نترس کار راه داره !!!!شاعرِ فغان به آسمان رسانیده ِ ناز .

مرد خاکی

سلام خانم آرامش....زيبا بود ولی به اون زن بگيد اميدوار باشه....موفق باشيد

هيچی

وصف حال بود... سری هم به من بزن

مجيد

سلام مريم جان... توپ بود.. ..زن می چکد از برگ.. شبنم به چه می نازی.. تن می خورد هردم... اين زهر تنهايی......( هميشه سبز باشی)

Hussain

سلام دوست خوبم اميدوارم هميشه موفق باشی وبلاک زيبای داری متنت خيلی قشنک است. اگر فرصتی داشتی به ما هم سری بزن به اميد ديدار

دادا

خسته نباشی... از هر چيز که خسته ات کرده است... نازنيين

رضا

من گفتم و یارم گفت گفتیم سفر کردیم از دشت شقایق ها با عشق گذر کردیم گفتی وقتی پائیزه همه ای دنیا غم انگیزه با اون برگها که می ریزه گل عشقت نمی ریزه گفتم گل عشقت خزان دیده گل داده تمام دلخوشیش اینه زیر پای تو افتاده گفت و حالا چیه ؟ حالا که گریونه ابرها چی ؟ وقتی از رخ ساحل مجنون دریا چیه؟ گفتم از تو می ترسم یک وقت بری تنها بشم از این هجران از این دوری من هم همدرد ابرها شم گفتا اگر من مردم تو چقدر به من وفاداری؟ عشق را به فراموشی تو چندروزه می سپاری ؟ گفتم تو که میدونی سرخاک تو می میرم ولی تا لحظه مردن دل از تو نمی گیرم گفتی نگفتم دارم از غم عشقت دیونه می شم حالا دیونگی هام تماشا کن گفتم عاشق دیونگی هاتم بلا گردون چشماتم

رضا

سلام و درود بر شما دوست عزيز و گرامی ...و روز ميلادتان مبارک باشد انشاالله سالم و تندرست هميشه در کنار خانواده محترم ..آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را دارم در تمام لحظات زندگی موفق و پاينده باشيد در پناه حق ................ به دیدارم بیا...در این تنهایی تنها و تاریک، خدا مانند...دلم تنگ است... بیا ای روشنی،ای روشن تر از لبخند... شبم را روز کن سر پوش سیاهی ها... دلم تنگ است...بیا بنگر،چه غمگین وغریبانه... در این ایوان سر پوشیده واین تالاب مالامال... دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها... و این نیلو فر آبی و این تالاب مهتابی ... شب افتاده است ومن تنها و تاریکم... و در ایوان تالاب من ، دیریست ... در خوابند...پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی... بیا ای مهربان من... بیا ای یاد تنهایی... !