گشتن و نرسيدن ...

 

 

 

 

 

 

برای او که فکر می کند خودش را گم کرده ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گشتم همه ي شهر و نديدم منِ خود را

بر دوش كشيدم دو سه روزي تنِ خود را

زل مي زنم اينك به خودم ، اين منِ دلگير

شايد كه در آيينه ببينم منِ خود را

گشتم همه ي شهر و به جايي نرسيدم

بيهوده گرفتم همه جا دامن خود را

خشكيده اگر خاطره ي باغ خيالم

از ياد نبردم گل پيراهن خود را

از دامنه ي كوه به آن لهجه ي شيرين

برگشتم و فرياد زدم كهكن خود را

پايان غزلواره نشستم به تماشا

گشتن ، نرسيدن ... و همين رفتن خود را ....

م . آرامش

 

 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Evil

من يقين دارم که گم شدم .. تو من رو بيشتر فرو بردی

hamideh

مريم جونم سلام ببخش که نتونستم زودتر از اين به وبلاگت سر بزنم ...ولی بايد بگم بازم با نوشتهات منو غافلگير کردی ..اميدوارم قلمت هميشه توانا باشه گلکم ..منم آپديت کردم ...شاد زی/اچ

ahmad

سلام.ببخشید که اینقدر دیر اومدم..خوبيد مريم...خانوم...نمی دونم چرا من هر جا ميرم ...پر مريمه...تو خونه تو کوچه......يه ۲ تا رفيقم...داشتم اسمشون مريم بوده...ولی چی باشون به تفاهم نرسيدم...راستی اونی که گفته بودی...اصفهانيا نامه نوشتم بلدن يا نه ...بلدن ولی احتياجی ندارن...به دو دليل۱ زبونشون به اندازه کافی چرب هست۲حيف پول کاغذا قلم نيست......اون سه راهه هم همون حکيم نظامی بود ور گوش خودتون.......وای من بايد برم....تا بعد خداحافظ

محبوبه

سلام مريم جان... خوبي؟؟ بعضي وقتا آدم خيلي بايد بگرده... خيلي مواقع هم گشتنش فايده نداره... جالب بود هميشه شاد و سبز باشي... يا حق..

%*امید*%

سلام مريم نازنين خوبی ؟ شعر زيبايی بود خانمی ، ديگه به ما سر نمی زنی خانوم !!!!!

Majid

سلام منو ببخشيد که کم سر ميزنم چون دانشگاه سرمو شولوغ کرده مثل هميشه قشنگ بود و مثل هميشه داستان گشتن و پيدا نکردن درد هميشگی ماست (گم شدم تو شهر غم غمی که دریا شده بود ) موفق باشيد

آرش تولايي

سلام خانومی؛ اميدوارم حال و احوالت خوب باشه. توی اين روزا خيليها خودشونو گم کرده اند. بازم بايد به اونايی که دنبال خودشون می گردن ، آفرين گفت. شعر زيبايی بود. راستی من هم up date كردم.بهم سر بزن.البته مطالبم همچنان چاپي هست.(يعني قابل چاپ در مطبوعات) خدانگهدار

حبیب پسری از تبار مشرق زمین

ماه رمضان شد می و میخانه بر افتاد -- عشق و طرب و باده بوقت سحر افتاد / سلام و درود بر تو .. امید آن دارم که حال و هوای روزهایت پر از تلاطم نورها و بخشش ها باشد که هر چه را ببخشی به جایش نور در یافت خواهی کرد.. نور... راستی آمده ام چیزی طلب کنم.. دعا ... ذکر... این روزها خیلی احتیاج دارم... و شکر...لك الحمد ، حمد الشاكرين لك علي مصابهم .. بدرود...

from the heaven

آپيدم ولی طولانيه اگه حال+وقت+اکانت کافی داری منتظرم مشتاقانه.