دیوار بی نام ...

یک نفر آهسته از روی زمین پر باز کردزن به دنبالش : نرو ! دیوار دل شد زرد زردزن به روی ساحل چشمان او قلبی کشیدموج ها از سد گذشت و یک صدا ؛ اما که مردبچه هاشان هم ترانه ؛ هم غزل در یک سکوتپشت در تنها صدای گریه هاشان مثل دردآنقدر زن گریه شد افتاد آن شب عکس ماهروی چشمانش ؛ زمین و آسمان شد سرد سردیاد آن لبخند کهنه زن دوباره می شکستیک غزل ؛ تصویر او ؛ موهای زن هم رنگ گردمرد دستش را گرفت و دست زن نایی نداشتروی یک دیوار حک شد اسم زن با اسم مرد ...

/ 2 نظر / 14 بازدید
گل بی خار

سلاممم.....آهای بدن اجازه سازنده نگشو عوض کردییییییییییی.....چطری ؟ خبری ازت نیست

آرش

سلام.سال نو مبارک/انشاال... که سال خوبی داشته باشی