بغض و باز هم بغض ....

 

.... و امسال ماهي هاي عيد ما زود مردند .... خيلي زود .... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دو ماهي ، قرمز كوچك كنار سفره جان دادند

درست آن لحظه ساعت ها ، بهاري نو نشان دادند

دو ماهي ، قرمز كوچك كه در آن لحظه مي مردند

فقط دستي به آرامي براي من تكان دادند :

خداحافظ ! كه يعني ما به اينجا برنمي گرديم

زمين مال شما ، ما را كمي از آسمان دادند

نگاه خيس ماهي ها به هم خنديد و در يك آن

در آغوش هم افتادند و در آئينه جان دادند

سكوت سرد و سنگيني تمام خانه را پر كرد

و ساعت از تپش ماند و خزان جاي خزان دادند

تو آن سو رو به روي من  به چشمت چشم مي دوزم

كه معصومانه در غربت مرا چتر امان دادند

مرنج آري اگر از ما گرفتند آرزوها را

كه از روز ازل غم را به دوش عاشقان دادند

تو را اي بهترين مصراع خوشبختي ! خدايانت

كدامين شب به اين تنهاترين فرد جهان دادند ؟

هنوز اما براي من فقط يك نكته مبهم ماند

به آدم ها چرا جز تو دلي نامهربان دادند .... !؟

سلام دوستان . با عرض همدردي و تاسف براي دوست خوبمان ، جناب آقاي شهرام عديلي پور ، كه ستاره ي زندگيشان ، مادرشان ، به مبدا خويش بازگشتند و بار امانت الهي را پاك و جاوداني به خداي خوبمان برگرداندند ، براي روح سبز ايشان و خانواده ي محترمشان آرزوي صبر مي كنم .

 boghz va baz ham boghz .....

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حدیث

در آغوش هم افتادند و در آیینه جان دادند......مرسی عزیز!

hobor

ماهی- تنگ - يه مشت آب - ماهی - مرگ - آسمان - دريا - مرگ - مرگ - مرگ پايان کبوتر نيست - تسليت

behnoosh

سلام مريم جان...چه مرگ قشنگی !!! راستی : تسليت عرض می کنم

عمو هندوانه

سلام ماهی های سفره عيد ! آخی ! بايد بهشون ميرسيدی ... بهشون چلو کباب ميدادی کی ماها ميخواهيم حقوق زندانی هارو رعايت کنيم ..... شعرت مثل هميشه قشنگ بود .... زت زياد

yousef

ديگر نه من نه اين معاني معيوب ديگر نه من نه اين شهادت اشك ديگر از تكرار ترانه خسته ام از اين پنجره هاي بسته خسته ام! بانو خسته ام از ايندقايق بي لبخند باران ببارد يا نبارد من مي روم با دست هايت چتري براي پروانه ها بسازم ديگر چه مي شود كه نام گل هاي باغچه را به خاطر نياورم ؟ يا اصلا ندانم كه كدام شاعر شبتاب قافيه ها را از قاب غمگين پنجره پر داد ؟ من كه خوب مي دانم بادبادك بي تاب تمام ترانه ها هميشه پر پشت بام خلوت خاطره هاي تو مي افتد ديگر چه فرق مي كند كه بدانم باد از كدام طرف مي وزد

محبوبه

سلام خانمی، ممنونم از حضور سبزت... بله خنده بر هر درد بی درمان دواست... از همه لطفت ممنونم هميشه شاد و سبز باشيد.

khandadash

سام و علیک شازده ... متشکرم از این که مرسی که بهمون کله کوفتی.. شعر خوبی بود..ولی اینو بگم که ماهیهای ما قبل عید مردن بیچاره ها دووم نیاوردن عید امسال رو ببینن..اوهو اوهو اوهو اها....به اون دوستمون هم تسلیت میگیم ..به همه از ما نصیحت ماماناتون رو اذیت و آزار نکنید بعد که از دست میدینشون پشیمون میشید که چرا این کار رو نکردم ویا اون کار رو کردم.. راستی گز اصفهون یادت نره..اونم آردیشو .. چاکر شوما

يلدا

سلام از شعرت لذت بردم...به جناب آقاي عديلي پور هم تسليت ميگم واقعا متاسفم

reza

سلام من چی منهم لينک درسته نبودم ولی حالا که اومدم مر يم ... خواهشا ايراد نگير منا لينک کن کار دارم می خوام برم حال توی صف ايستادن را ندارم . پس پارتی به چه درد می خوره .ها ؟