عسل من ... من عسل ...

من بوی شمال می دهم

تو بوی شعر

تو ،

به همین سادگی –

زیبایی !

من ،

به همین خوشمزگی _

شاعر !

زبان شعرم

کهنه می شود

وقتی تو

_ نو به نو _

رو به رویم  می نشینی ...

من بوی شمال می دهم

تو بوی شعر

شیرین مثل عسل

شنیدنی مثل غزل ...

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سفير سبز

من لينکت کردم که هميشه به سر بزنم موفق باشی

دنیز

زندگی سرای حیرت است خوش باش! دیگران را سهیم کن! رویش را به تجربه بنشین. زندگی همان چیزی است که تو خود آن را بنا می نهی.

مجيد

من .. هيچی... هيچی واسه گفتن ندارم....حرف تو کامل بود و بی نقص !!!!

حرف تنهايی من

سلام... چقدر اينجا خوشگله... چه شعر زيبايی.. تولدت هم با تاخير مبارک................. شاد و موفق باشی خانومی... من هم در پرديس مثل شما عضو هستم و از آنجا با وبلاگت آشنا شدم......

ياشار ـ الدوز

طره ی يار پريشان چه خوش است قامت دوست خرامان چه خوش است خط خوش بر لب جانان چه نکوست سبزه و چشمه ی حيوان چه خوش است از می عشق دلی مست و خراب همچو چشم خوش جانان چه خوش است اين دل شيفته ی ما را بنگر در خم زلف پريشان چه خوش است تو چه دانی که شکر خنده ی او از دهان شکرستان چه خوش است گر ببینی که به وقت مستی لب من بر لب جانان چه خوش است ********************************* مریم خانم ... سلام و عرض ادب توانایی ذاتی شما در بکار بردن کلمات بی نظیر است برایتان در همه ی زمینه های زندگی ارزوی موفقیت و سر بلندی دارم

President Evil

سلام. داری بزرگ نشده پیر می شی. هيچ حواست به تفاوت سال ورودت به دنيا و سالی که توش هستيم هس؟ داری از بچگی به پيری می رسی. يه سر بزن ببينم در چه حالی. سر سنگين مباش که ميگرن می گيری. می بينمت

بی ادب

سلام وبلاگ جالبی داری مخصوصا قالبش یه سر به منم بزن خوشحال میشم فعلا بای

امير

سلام رفيق! نفسی تازه کن! بيا تابرايت بگويم که چه اندازه تنهاييم بزرگ است !

مجتبی

سلام خوبی ممنون از اينکه به مای پرديس من سر زدی خوشحال ميشم به وبلاگم هم سر بزنی وبلاگی خيلی جالب داشتی موفق باشی