يک گاز سيب تلخ ....

 

 

 

 

 

گویا نمی رسد به تو حجم صدای من <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من لال یا تو کر ! چه بگویم خدای من !؟

تصویر یک بهشت پر از سیب توی قاب

آدم نشسته جای تو ؛ حوا به جای من

سیبی به رنگ سرخی دل گاز می زند

لذت برای آدم و ذلت برای من

دیری ست آب یک وجب از سر گذشته است

این ها همه نوشته گناهش به پای من

یک عمر هم تلافی یک گاز سیب تلخ

آدم کجاست ! مار به دوش است ! وای من ...

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
هادی

اين جريان ۵ شنبه چيه ؟‌

M e h d i

ما ناگزیر شدیم به انتخاب... .

مهدی

وای خدا ........تو چقدر نق می زنی . رو دست ِ من را آوردی .کدوم بهشت ؟؟؟؟؟؟؟شاید همه سرکار باشیم !!!!1.دست بردار....... یه جوری می نویسی انگار نارو بهت زدند .کی سرت کلاه گذاشته .... یه گاز سیب این همه دردسر نداره .....عمر هم چشم به هم بزنی تموم میشه .عجله نکن .........البته فکر کنم سیبش تلخ نبوده ," آدم دهاتی بوده حواسش نبوده سیب را بشوره ...بی جهت گناه رو گردن حوا انداختند . خواستی من وساطت می کنم یه جوری داستان را عوض کنند . تقصیر از آدم بوده که حالش نبوده میوه را باید شست و خورد . ؟؟؟؟؟؟؟ هر چیزی آداب داره ...

سيامک

سلام گلم شعر جديدت قشنگه اما کاش ميشد با صدای خودت ميخونديش تا تاثير بيشتری داشته باشه