دل بی تو به جان آمد ...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

 

 

 

 

... امشب ... بعد از این همه مدت دلتنگی ... شنیدن صدای قشنگت و من و یه آرامش دلپذیر و دوباره یاد شب یلدا ( که خودت می دونی چرا ) و بغض و دلتنگی و تو و من ... کی گفته آدم یادش می ره که یه نفر رو ( اونم کسی مثل تو رو ) چقدر دوست داره ؟ تازه مگه می شه آدم نگران کسی نباشه که لحظه لحظه به یادشه و دلش براش پر می زنه ؟ ...

... امشب کتاب مقدس حافظ رو باز کردم و این غزل اومد : ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ... بعد نشستم و نوشتم این شعر رو برای تو که شیدایی وجودم و عشقم همه از توست نازنین !

مشتاقی و مهجوری ، دور از تو چنانم کرد / کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی ...

 

 

عمری ست که دلتنگم ، از این دل یلدایی

می میرم و می پوسم در ظلمت و تنهایی

بی تو همه ی عمرم ، ای ناب تر از باده !

همسایه ی غم هستم ، هم خانه ی تنهایی

من بی تو زمستانم ، محکوم به بی برگی

تو فصل بهارانی ، معروف به زیبایی

باید به نگاه تو ، فالی زد و شعری گفت

هر چند که می دانم ، دلتنگ تر از مایی

رفتی و ندیدی که بعد از تو چه ها دیدم

دل خانه به دوش ات شد ، در شهر شکیبایی

از کلبه ی احساسم یاد تو نمی کوچد

یک لحظه درنگی کن ! ای خوب و تماشایی !

فالی زده ام امشب ، دلتگی حافظ را

(( دل بی تو به جان آمد ، وقت است که باز آیی )) ...

 

حافظ شب هجران شد ، بوی خوش وصل آمد

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی ...

 

م . آرامش

 

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

و متفاوت تر می خواهی کامنتها رو نمره بدی؟ و بعد بزاری یکی بخونه؟........پیروز باشی در پیروزیت ......

مینو

مرمرکم چطوری گلم؟ دلم برات تنگه.

President Evil

سلام. در چه حالی؟ پس از امتحان جان افزای ارشد ادبیات انگلیسی که بد به جان حقیر افتاده بود وبلاگ رو بعد از مدت ها آپدیت کردم. عنوانش هست " جناب آقای دکتر محمود فرشیدی..." در پناه خدا

مریم رجبی نژاد

قشنگ بود قالب وبلاگت هم زیباست... همیشه شاد و عاشق باشی دوست عزیز...

نيوش

نميدونم. خوب نميخونن ديگه چی کارم داری

حامد

http://arabianmusics.blogfa.com/post-127.aspx اين هم از يوم ورا يوم ان شالله که خوشت بياد يا علی

حسین

مثل همیشه زیبا نوشتی . اما ... ای مریمک کوچک .... وی دوست رویایی تو طعم گس مهری ... در سفره تنهایی هر چند که ما از هم ... دوریم به دنیایی در خواب پر از رنگم ... هر شام تو می آیی این است که هر روزم ... روشن شده از شوقت هر چند که من بی نام ... تو سانتا ماریایی !

ساهاک

سلام مريم زيبا و دوست داشتنی من خيلی وقت بود نيامده بودم اينجا . بسوی من بيا . من را خواهی شناخت .

پارسا

وبلاگ زيبايی داری به من هم سر بزن