روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

 

 

شب بود ، ماه پشت ابر بود ، ابر روي دل من بود ، دلم اما در سينه ام نبود ! سينه ام آتشفشان درد بود ، درد در تمام وجودم بود ، وجودم پر از هراس بود ، هراس در تمام هستي ام بود ، هستي ام پر از سياهي بود ، سياهي توي چشم هايم بود ، چشمم دنبال قاصدك بود ، قاصدك بي خبر از تو نبود ، خبري از تو اما در من نبود ! منِ خودم سرگردانِ تو بود ، سرگرداني تمام چهره ام را پوشانده بود ، چهره ام لبريز از خواستن بود ، خواستن تو جزئي از آرزوهايم بود ، آرزوي من اما دور از تو بودن نبود ! دور از تو بودن سرنوشت من بود ، سرنوشت من پر از ردپاهاي تو بود ، ردپاي تو در گوشه گوشه ي لحظه هايم بود ، لحظه پر از خاطره بود ، خاطره همدم من بود ، همدم من حضور رويايي تو بود ، حضور تو اما در كنار من نبود ! كنار من نام تو بود ، نام تو در سرتاسر جانم بود ، جانم دنبال نفس هايت بود ، نفس هايت اما در هواي من نبود ! هواي من به خيال تو متمركز بود ، خيال تو اما به ياد من نبود ! ياد من سرگرم زمزمه ي نام تو بود ، زمزمه ي تو اما نام من نبود ! نام من تركيبي از نام تو بود ، نام تو اما بي شباهت به من نبود ! شباهت دلتنگي هايم به آشفتگي هاي تو بود ، آشفتگي هاي تو اما شبيه دلتنگي هاي من نبود ! دلتنگي من پر از نبودن تو بود ، دل من عاشق تو بود ، روحم از آنِ تو بود ، كالبدم خواهان تو بود ، عشقم منحصر به تو بود ، (( دوستت دارم )) هايم فقط مال تو بود ، پريشاني و دلتنگي ام به خاطر تو بود ، پروازهايم به هواي تو بود ، وجودم خواهان گرمي وجود تو بود ، چشم هايم سرگردان ديدن تو بود ، آرزويم داشتن تو بود ، تمنايم وصال تو بود ، نبودنت التهاب لحظه هايم بود ، اما تمام اين (( بود )) ها تكه اي از خواسته هاي من نبود ! و باز هم بودن تو در سرم جز آرزويي بيش نبود .....

چشم گشودم ، شب نبود ، ديگر ماه پشت ابر نبود ، خورشيد اما در چشم هاي تو روبه رويم بود !

 

م . آرامش

 

[ شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب