روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

بچه که بودم

آمدن تو را

وقتی که پایم

یک شماره برای کفش هایم

بزرگ تر می شدند

احساس می کرد م

و حالا وقتی

در آینه

تعداد موهای سیاهم را می بینم

که دیگر انگشت شمار شده اند

هی ! نوروز !

نمی دانم پس از این

آمدن تو را چگونه احساس خواهم کرد

فقط می دانم

سال بعذ که بیایی

دیگر موی سیاهی در سر نخواهم داشت ...

 

سلام . هر چند کمی دیر ... اما سال نو مبارک ! فکر می کنم خیلی از دوستان از گرفتاری های سه ؛ چهار ماهه ی اخیر من باخبر بودند ؛ هر چند کمی تا قسمتی سخت ... اما گذشت ... مهم این هستش که من باز هم هستم ... همون مریم همیشگی ... ممکنه کمی بزرگ تر شده باشم اما هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده و هنوز شازده کوچولو همون شازده ی تنهایی هستش که تو سیارکش از گل های قشنگش نگه داری می کنه . مثل همیشه آرزو می کنم سبز باشید و زلال و صبور و سبز و سالی داشته باشید سرشار از مهربونی و لطف خداوند و امیدوارم همه ی گل هام به آرزوهاشون برسن .

راستش .... مدت هاست که خیلی حرف دارم برای گفتن و نوشتن اما خب ... دنبال یه نفر می گردم که چند ساعتی گوشهاش رو بهم قرض بده . نمی گم می خوام شکوه کنم ؛ نه ! فقط می خوام حرف هایی رو که توی دلم مونده بگم ؛ چه خوب ؛ چه بد ...

... دیگه حرفی نیست جز آرزوی سلامتی برای همه ی دوستای خوبم . مواظب خودتون و دلهاتون باشید .

م . آرامش

 

[ یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب