روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

 

 

نه من نبوده ام آن زن که شعر خوانده تو را

خدا به سمت دل من شبی وزانده تو را

مرا عروسکی از جنس خیمه شب بازی

درست کرد و به بازی عشق خوانده تو را

کبوترانه بگو این عروسک ناچار

چگونه از سرانگشت خود پرانده تو را

بدون چشم و دهان بی که دلبری بکند

چه دیدنی به تماشای خود نشانده تو را

شبیه جاده خوشبخت زندگی شد و بعد

به کفش های تو مومن شد و دوانده تو را

و ماه شد که پلنگ همیشه اش باشی

پلنگ شد و چو آهوترین رمانده تو را

نه من نبوده ام آن زن که ابر شد ناگاه

و قطره قطره به روی دلش چکانده تو را

نه من نبوده ام آن زن که مثل زلزله شد

بلندقامت من کاین چنین تکانده تو را

به این عروسک مجبور شک نکن هرگز

خدا به صحنه ی تقدیر من کشانده تو را

چقدر لال تو شد این عروسک شاعر

که در ادامه ی این شعر بازمانده تو را ...

م . آرامش

 

[ سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٤ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب