روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

 

 

کبریت می زنم به خودم ؛ یک دقیقه بعد

با پلک بازول شده ام ؛ یک دقیقه بعد

مادر کجاست تا که بمیرد برای من ؟

من مرده ام و خاطره ام ؛ یک دقیقه بعد

مادر می آید و بغلم می کند ولی ...

باید که در کفن بروم ؛ یک دقیقه بعد

پس کو خدای عشق ؟ مگر من نمرده ام ؟

من مرده ام ! جهنمی ام ! ؛ یک دقیقه بعد

حالا ببین که می رسم از این زمین به اوج

حالا فقط یکی ؛ دو قدم ؛ یک دقیقه بعد

یک دایره کشیده خدا زیر پای من

من ماندم و گناه و ستم ؛ یک دقیقه بعد

من ماندم و هراس درخت و سکوت سیب

من ماندم و هبوط دلم ؛ یک دقیقه بعد

هر شب ولی ... ادامه ی آن خواب خط خطی

کابوس تکه پاره ی غم ؛ یک دقیقه بعد

تکرار شد ؛ همیشه ی هر روز لعنتی

(( صبح ست ساقیا ! قدح ام ... )) ؛ یک دقیقه بعد

می افتد از کنار ورق های روی میز

این زن که مست کرده من ام ؛ یک دقیقه بعد

من زنده ام ؛ به شایعه ها اعتنا نکن !

کبریت می زنم به خودم ؛ یک دقیقه بعد ...

م . آرامش

 

[ جمعه ٦ آبان ۱۳۸٤ ] [ ٩:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب