روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

ديشب نمازم قضا شد ، شوق دعايي نمانده ست

گويي كه كافر شدم باز ، شوق دعايي نمانده ست

بغضي گلوي شبم را ، هي مي فشارد دوباره

اينجا تنفس چه سخت است ، ديگر هوايي نمانده ست

اي واژه هايم كه لاليد ، اينكه خجالت ندارد

حالا شبيه شمايم ، وقتي صدايي نمانده ست

شكل گناه خودم را ، من مي شناسم ، بدانيد !

سرشار از اعتراضم ، جاي ريايي نمانده ست

آبي به رويم بپاشيد ، شايد خودم را بيابم

گشتم تمام خودم را ، ديگر كه جايي نمانده ست

هر چند حرفم زياد است ، ماندم چگونه بگويم

فرياد دلتنگيم را ، وقتي كه نايي نمانده ست ....

م . آرامش

[ جمعه ۱ آبان ۱۳۸۳ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب