روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

 

يكي بود ، يكي نبود ، اوني كه بود تو بودي و اون يكي نبود خيال من بودم !

يكي داشت ، يكي نداشت ، اوني كه داشت تو بودي و اوني كه تو رو نداشت من بودم !

يكي گفت ، يكي نگفت ، اوني كه گفت تو بودي و اوني كه « دوستت دارم » رو به هيچكس جز تو نگفت من بودم !

يكي خواست ، يكي نخواست ، اوني كه خواست تو بودي و اوني كه بي تو بودن رو نخواست من بودم !

يكي موند ، يكي نموند ، اوني كه موند تو بودي و اوني كه بدون تو نمي تونست بمونه من بودم !

يكي برد ، يكي نبرد ، اوني كه برد تو بودي و اوني كه دل به تو باخت من بودم !

يكي رفت ، يكي نرفت ، اوني كه رفت تو بودي و اوني كه به خاطر تو ، تو قلب هيچكس نرفت من بودم !

يكي آورد ، يكي نياورد ، اوني كه آورد تو بودي و اوني كه جز تو به هيچكس ايمان نياورد من بودم !

يكي رسيد ، يكي نرسيد ، اوني كه رسيد تو بودي و اوني كه مثل كلاغ قصه ها هنوز به مقصد نرسيده ،‌ من !‌

يكي ... يكي ... .

اون يكي اولي عاشق بود ، عشق داشت ، ‌با من بودن رو مي خواست ، با من مونده بود ، بهم گفته بود دوستت دارم ! ، دلم رو برده بود ، تو قلبم رفته بود ، به عشق ايمان آورده بود و به حقيقتش رسيده بود ...

... اما من ! بدون اون هيچي نبودم ، هيچي نداشتم ، تهي بودم از عشق ، ايمان نياورده بودم به حقيقتم ...

... و اينجوري شد كه هنوز مثل كلاغ قصه ها سرگردون و تشنه ي رسيدنم ...

 

اي همه بود و نبود من !‌ بودم كن و برسانم به مقصد ...

م . آرامش

[ جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۳ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب