روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

  

 ... و قول دادمت كه گريه نكنم ! اما چه كنم كه دست خودم نيست ، تقصير دلم است كه ابري شده و بهانه ات را مي گيرد ؛ نگفتمت تنها نرو !؟ نگفتمت تنهايم نگذار !؟ ... و روزي را كه رفتي يادت هست مراد من !؟ نمي گذاشتي براي بدرقه ات بيايم و اشك مي ريختم و التماست مي كردم و صورت تو ... آخرين لحظه هايت يادم هست ؛ و حسرت باز بودنت كنار خودم را دارم ، كه برگردي و بيايي و مجبور نشوم تا بازگشت دوباره ات اشك هايم را از چشمانم هم پنهان كنم ! از نبودنت گلايه اي نيست ، كه شايد دوري ما از هم مقدر بوده تا با هم بودنمان را بيشتر قدر بدانيم ، اما تو بگو كه با اين دل باراني چه كنم ... !؟

دلم هواي تو را كرده بود مي داني ؟

دلي كه تنگ شود مي رسد به ويراني

هميشه قصه همين جا تمام مي شود و

نمي رسيم به آن سطرهاي پاياني

چرا دروغ بخوانم ترانه ها ابري ست

نشسته ام به عبور هواي باراني

كسي به داد درختان نمي رسد ، ديدي 

چگونه خم شدم از طعنه هاي طوفاني ؟

بهار ساده ي من ! بي جهت دلت خوش بود

گلي نمي دمد از سينه هاي سيماني

نگو دريچه كه وا شد به سمت نور ، نگو !

چه آفتابي در اين زوال ظلماني ؟

به گيسويت كه بميرم اگر گلايه كنم

ولي تو را به تو ، با اين قدر پريشاني

به من اجازه ي فريادهاي تازه بده

كه ذوب مي كندم گريه هاي پنهاني ....

م . آرامش

delam geryeh mikhad ....

[ چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۳ ] [ ٩:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب