روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

مرا کدام جدا کرد بی گناه از تو ؟

سیاه بختی من یا که اشتباه از تو ؟

میان ما برهوت سکوت افتاده ست

اگر گناه ز من بود اگر گناه از تو

دوباره جان بدمد در تن کویری من

بر او گر بوزد روح یک نگاه از تو

به جز طنین شکستی درون سینه ی خویش

ترانه ای نشنیدیم هیچ گاه از تو

چه ماهرانه زمان نقش می زند متضاد

کنار سادگی من دلی سیاه از تو

درون کشتی بی لنگری ز عشق و جنون

چه ساده ساخته بودیم تکیه گاه از تو

اگر چه فتنه و آشوب ، مهرورزی و عشق

دروغ گفتن و چشمان کینه خواه از تو

برای من رمقی در طریق عشق نماند

غرور خسته ی این زخم را پناه از تو

من و تو هر دو در این روزگار ناچاریم

هزار افسوس از من و هزار آه از تو ...

 

*****

 

پ . ن  ... یک خواب عجیب ... من ، خودم ، از دورتر ... از دورتر از تو ... از دورتر از خودم ... از دورتر از ما ... از دورتر از ما بودن ... از دورتر از نگاهت ... از دورتر از چشم هات ... از دورتر از ... من و لباس و سپید عروسی بر تنم ... من و از دورتر از ...

... و صبح ... چشم باز نکرده ... پیامی از تو ... سروش صبح گاهی ... تعبیر خواب ... ترانه ی دیشب ... نتوانستم بی بغض بشنومش دوباره ... تمام روزهایم رنگ تکرار بی تو بودن دارند ... و تو هستی و نیستی و من هستم و نیستم ... تو هستی و من نیستمت ... من هستم و تو نیستی ام ! لعنت به روزگار !

 

پ . ن 2  تنت در بغل کسی

و دلت پیش دیگری ...

هزار خطبه هم که بخوانند ، خیانت است ... !!!

 

[ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب