روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

.... راستی ! گفته بودمت که عزیزترینی برای من ؟

می دانستی شب و روز .... لحظه به لحظه .... نفس به نفس ..... آن به آن .... و دم به دم .... عاشقت می شوم تر از همیشه و لحظه به لحظه بیشتر مرا شیفته ی خودت می کنی ؟ .....

نگفته بودمت ؟ گفته بودمت انگار .... انگار این را هم گفته بودم هر روز بیشتر از روز قبل دوستت دارم .... یا اگر نگفته بودم .... با رفتارم نشانت داده بودم که .... نه ! گفته بودم ... هم گفته بودم و هم دیده بودی و هم حس کرده بودی ...

... امروز ، سه ساله شدی پسرکم ... مادرت نبوده ام اما ... برایت مادری کرده ام ... نگرانت بوده ام ... در آغوشت کشیده ام و در گوشت لالایی و قصه خوانده ام ... سرم را میان موهای نرمت فرو برده ام و زمزمه کرده ام که دوستت دارم ... من به دنیا نیاورده ام تو را ... اما تمام حس مادرانه ام را در این سه سال به پایت ریخته ام و تمام مهربانی و مهری را که در خودم سراغ داشتم فدایت کرده ام ... من مادرت نبوده ام هیچ گاه ... اما لحظه ای را حس کرده ام که از درون من متولد شده ای ... از تمام رگ و پی و قلب و وجودم ... تولدت را با چشم دل دیده ام و وجود مهربانت را با تمام حس هایم تجربه کرده ام .... عاشقانه دوستت داشته ام و روز به روز بالندگی و شکوفایی ات را با چشم خودم دیده ام ... ما در آغوش هم و با هم بزرگ شده ایم و اکنون سه ساله شده ای جان مادر ...

... امروز سه ساله گیت را با هم جشن می گیریم در مقابل چشمان خداوند مهربانمان و باز به رسم هر ساله بهترین ها را برایت فراهم می کنم تا شاید جبرانی باشد بر محبت بی اندازه ات ...

راستی ! پسرکم ؟ دوست خوب من ... نازنینم ... همسر مهربانم ... همراه نازنینم ... می دانستی که تمام پ . ن های دنیا را هم اگر به پایت بریزم هنوز هزاران پ . ن نانوشته برایت هست .... !؟

پی نوشت تمام پی نوشت های دنیا : دوستت دارم و تولدت مبارک علی من !

 

[ شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب