روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

چشم می بندم

به تو می اندیشم

چند پروانه به دورم می چرخند .... 

 *******

نوازش نسیم

بر گیسوان شمع

دلش چه می لرزد

پروانه ی کوچک .... 

 ******** 

پیراهنی از ابر پوشیده ست

دوشیزه ی ماه

شهر شب و

چشمان هیز آسمانی از ستاره .... 

******

هیاهوی چشم هایت را می شنوم

و صدای نفس های گیر کرده در گلویت را

رها شدن آرزوی بزرگی نیست

شاید ...

کسی چه می داند

همین حالا

مرغ آمین

بالای سقف خانه ات بال گسترده باشد

تنها

وضویی

و دو رکعت شعر ....

*****

شب به شب

بازگشت از روزی دیگر

بی که به آسمانی پریده باشم

بی که آفتابی دیده باشم

شب به شب می مردم

اگر

لبخندهای فردای تو نبود ....

******

با تیر کمان غرورت

سنگ می زنی بر بی قراری های شیشه ایم

زنگ خاطراتم را می زنی و فرار می کنی

فرصتی نیست ، فرار نکن !

معنی این شیطنت ها را بگو

این بار اگر دلت در حیاط من افتاد

سراغش را نگیر

پس نمی دهم !

به جریمه ی زنگ هایی که زدی و فرار کردی ...

[ یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب