روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

 

 

در تاریکی باغ به وهم برگ دچارم

فصل

شبیخون خواب مسموم جلبک زارها

با من سخن در نشخوار رود و علف می گوید

از همین دو نیمکت

که سایه ی مرد اسفند را باد می زند

دنیا جایی در من تمام می شود

و تو روزی سیاه می شوی

_ سیاه _

*

لای همین ورق های فال

که می آیی با دو چشم میشی

سرریز از تفاهم دو خط

چند خواب

شکل قداست همین زن

یا زیر چتر پروانه ها

باران را به صلیب کشیدن

تو را نمی شناسم

فقط سایه ی مردی افتاده

روی وزن فنجان

 

[ جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦ ] [ ۸:٥٤ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب