روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

 

بگذار هر که می آید

چفت در را بیندازد

( سکوت خواب غریبی اش را می بیند )

من هم خواهم رفت

وقتی تکه تکه

ابرهای نباریده را می شمرم

و لیز می خورم

و تیزی گل های کاغذی

از خون انگشتانم

رنگین تر نمی شود

که می شوم

رد بوسه های پلاسیده

روی فنجان لب پریده

که فکر می کنم

ته تمام فنجان ها تو نشسته ای

دست

تکان نمی دهی

و تمام روز

غریبی ات

تکه

تکه

روی بارانی ام / چاله می کند

***

می افتم

و این همه روزهای بی پرنده

توی ابرهای نباریده

خفه می شوند

تو رفته ای

دست تکان نمی دهی

و من فکر می کنم

ته تمام فنجان های لب نخورده / ته

کشیده ای 

هورت می کشم ...

 

 

[ یکشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٦ ] [ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب