روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

... من ، تو را ندارم !
... ساعت سه بعد از نیمه شب است و خواب به چشمانم نمی آید و من لعنتی ، تو را ندارم !
... نمی دانم از وقتی ندارمت ، لعنت شده ام یا که لعنت شدم اول و حالا ... ندارمت !
... دل تنگتم لعنتی خوب من ... ندارمت عزیزکم ... نیستی و دل تنگتم ...
... بیا و یک لطفی بکن و خودت را بکش بیرون از فکرم ... لااقل الان ... لااقل امشب ... بگذار به نداشتنت عادت بکنم ... بگذار یادم برود ... که بوده ای ... بگذار فکر کنم خیال بوده ای و خواب و سر روی شانه ات نگذاشته ام هرگز و هیچ وقت دست هایت ، با من مهربان نبوده اند ... 
***
پ . ن می دانم بریده بریده می نویسم ... مثل نفسم که تنگ شده و به شماره افتاده ... مثل گلویم که درد می کند از بغض ... مثل خودم که هوار و فریاد مانده در گلویم و دیگر هرگز هیچ راهی نیست برای بودنت ... برای داشتنت ...
من ، تو را ، دیگر ، هرگز ، هیچ وقت ، هیچ زمان ، هیچ ... ندارم ! 
 
 
 
 
 
من 
تو
را
ندارم
!!!
[ یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٤ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب