روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

... واسم نوشته بود : " همه ی یهویی ها خوبن !!!

یهویی بغل کردن ، یهویی بوسیدن ، یهویی دیدن ، یهویی سورپرایز شدن ، یهویی بیرون رفتن ، یهویی دوست شدن ، یهویی عاشق شدن ...

اما امان از یهویی رفتن ها ... "

... و من داشتم فکر می کردم ... به این که تو اکثر وقت ها آدم یهویی ای نیستی ! من بودم ... اما دیگه یهویی نیستم !

... داشتم به خودم می گفتم دور افتادیم از هم انگار ... حس هات تغییر کرده ... حس های من بیشتر شده که کمتر نشده !

... داشتم تصمیم می گرفتم که مدتی خودمو کنترل کنم ... همه ی یهویی هامو نگه دارم ... ازت نخوام هی بغلم کنی ... ازت نخوام هی بگی دوستم داری ... بهت نگم دم به دقیقه دوست داشتنتو ... چند وقتی آروم باشم و ساکت ...

... می دونی چی شد آخرش ؟!

... یهویی ... یهویی ... یهویی ...

... اومدی و لب هات رو گذاشتی رو پیشونیم ... بی هیچ حرفی ... و رفتی ...

... چه قدر یهویی داشتمت و کم شدی ...

... چه قدر یهویی نداشتمت و زیاد شدی ...

... همیشه زیاد باش ... هیچ وقت کم نشو تو زندگیم یهویی من ...

... باشه ؟ قول ؟

[ یکشنبه ٥ آبان ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب