روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

... بلاخره یادت افتاد امروز چه روزیه ؟ ... نه ! چه روزی بود ... چه روزی ... وای که چه روزی ... وای چه شبی ... وای ... ای وای من ! ای وای از تو ...

امروز ... سیزدهم ... دو سال پیش مثل امروز ... من فکر کردم ... نه ، خدا شاهده که فکر نکردم یا بیشتر باید ؟ یا تصمیم درست ... ؟  یا الان من باید چی کار ... ؟ یا تو اون موقع مطمئن بودی همینی هستی که الان ... ؟ همینی موندی که الان ... ؟ من همونم ... ؟ 2 سال ... ؟ ما تغییر ... نکردیم ؟ کردیم ؟ چی شد اصلا ؟ چطور شد ؟

... امروز من به تو از صبح ... تو از صبح تا الان خواب ... من از دیشب تا الان فکر ... تو از دیروز تا امروز سر کار ... ؟ بهش فکر کردی ؟ به امروزی که الان یادت نیست که چرا همه ش می گم امروز ... جان مریم جدی یادت نیست ؟ مرگ مریم ...

... فقط این چیزا رو یادت می ره یا حتی ... ؟ نه تو حتی منو از اول ... نه تو حتی همه ی خاطره هاتو ... نه ... تو همه ی زندگی تو ... یادت هست ؟ من الان کی هستم این وسط ؟

... فکرم مغشوش و مشوش ... نیست ! نشده ... نبوده ... ولی این در و دیوارو نگاه کن ! می بینی چه قدر کاغذ چسبونده با هزار تا حرف کوتاه و بلند و شکوه و قربون صدقه و هایکو و طرح و ... زنی که به هر چه می خواست ... مردش ندید ؟ من این کاغذا رو چسبوندم !

... من این کاغذها رو چسبوندم ؟ من آشفته .... ؟ حاشا ... من پریشان ... اصلا ... من خوبم اما تو ... ولی من این کاغذها رو تک تک چسبوندم ... تمام دیوارای این خونه شده کاغذ ... پر از حرف ... که من به تو باید ... ؟ یا تو شاید به من ... می گفتی ؟ نگفتی راستی ! یادت نیومد ؟

... بگذریم ... مثل همیشه و مثل خیلی چیزها که مجبور شدیم ازشون بگذریم ...

*****

پ . ن 1 مثل همین دال

مثل همین ر

مثل همین دال

دارم می پیچم به خودم ...

پ . ن 2 مرد قصه ها همیشه فقط با اسب سفید میان یا ... ؟

پ . ن 3 دو سال پیش مثل امشب که نمی دونم یادش به .... شب نامزدی ما بود ....

پ . ن 4 یادم تو را .......................... در آغوش !

پ . ن 5 وقتی نبودی ، مقصر این اشک ها هم ... تو نبودی ...

 

 

[ جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠ ] [ ٦:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب