روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

نشست در هیجان ترانه ای دیگر

برای از تو سرودن بهانه ای دیگر

به سمت آبی شهر شما قدم برداشت

به این امید که این بار خانه ای دیگر

به این امید که شاید دوباره گریه کند

که بی تو سر نگذارد به شانه ای دیگر

ولی نگاه غریب تو می کشد او را

میان قهقهه ی تازیانه ای دیگر

که روی محفظه ی شیشه ای چشمانش

فرود می آید ، تا ترانه ای دیگر

بجوشداز دلسنگ همین ترانه و بعد

نفس نفس بزند جاودانه ای دیگر

*

تو متهم به همینی که دوستم داری

تو متهم به منی – عاشقانه ای دیگر

-

که مرتکب شده ای فعل دوستت دارم

تمام زندگی ام را - بهانه ای دیگر

*

و بامداد نگاه تو را غزل می کرد

در امتداد سپید شبانه ای دیگر

...

پ . ن

همیشه

این سو

دستانی خالی می ماند

خدای را

به آن سوی پنجره

برده اند...

 

   

 

[ یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب