روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

ما چون دو دریچه رو به روی هم

آگاه ز هر بگومگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آینده

عمر آینه ی بهشت اما ... آه !

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته ست

زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

نه مهر فسون ؛ نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر که هر چه کرد ، او کرد ...

 

*****

بعد از مدت ها ... خیلی وقت ... خیلی پیش ... سلام !

این شعر تو رو یاد چیزی نمی اندازه !؟ ...

یاد یه لحظه ی خاص که ...

نفرین به سفر که ...

من هنوز ناتمامم ...

مثل همیشه ... و همیشه هم ناتمام می مانم ... هر چند تمام من مال توست ولی من ... هنوز ناتمامم ...   

 

******

امشب شنیدن این شعر ... بعد از مدت ها ... من رو برد به یه جای خیلی دور ... به خیلی وقت پیش ...

این شعر تو رو یاد زمانی یا چیزی نمی اندازه !؟

یاد لحظه ای که ....

بعد از مدت ها ... خیلی وقت ... خیلی پیش ....

من هنوز ....

تمام ....

ناتمام ...

تمامم ...

تمامت ...

تمامت نکردم تمام نکن !

 

 

 

[ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧ ] [ ۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]

 

 

 

بال رویاهایم را بریده ام

حالا

دیگر از حوالی یاد تو

آن سوتر نمی پرند !

+++++++

لا به لای پلک ها

دوباره پنهان شدند

آخرین سطر گریه هایت

ترانه هایت

همیشه ناتمام می مانند !

++++++++

می خواستم

نگاهت آغوش جزیره ای باشد

امواج خسته را

دریغ !

دریغ !

++++++++

وقتی شنیدم

مسیر آفتاب را بسته اند

پرده های مژگانت را کنار زدم

ناگهان

هجوم باران خیسم کرد ....

++++++++

وقتی خداحافظی

اشکی شدم

در چشمانت

پلک هایت را زود بستی

تا سرازیر شوم

+++++++++

در خواب و بیداری

و در همیشه ی اضطراب

ـ بی تو ـ

سایه ی یک قفس

بال های مرا تهدید می کند

ای آشنا !

برای ترس فردای من

فکری بکن !

++++++++

صبح به صبح

سلامم بی جواب می ماند

اصلا دیده نمی شوم

همسایگان

دیوارهای خانه شان را

با خود به سر کار می برند ....

 

 

[ پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب