روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

دردی عجیب ، مبهم ، دردی بدون شرح

بر شانه های خسته ی مردی بدون شرح

مردی بدون نام ، بدون نشان ، بدو ....

...نِ یک شناسنامه ، مردی بدون شرح

مردی غریب و تنها در نیمه های شب

حتی بدون سایه ی سردی بدون شرح

یک کوله بار لبریز از عشق و عاطفه

بر دوش های کوخ نوردی بدون شرح

مردی که ذکر نامش اعجاز می کند

چون نام ذات اقدس مردی بدون شرح

مردی که کوفه کوفه دلش زخم خورده است

درگیر و دار جنگ و نبردی بدون شرح

یک لحظه بعد ، اما فریاد هست و چاه

سنگ صبور شب زده مردی بدون شرح

مردی که فرقش از دم شمشیر شد دو تا

با دست های فاجعه گردی بدون شرح

زان دو فقط دو رنگ به جا ماند ... تا هنوز

سرخی عشق و لکه ی زردی بدون شرح

 

 

[ دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧ ] [ ۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]

 

 

 

 

 

مرا کدام جدا کرد بی گناه از تو ؟

سیاه بختی من یا که اشتباه از تو ؟

میان ما برهوت سکوت افتاده ست

اگر گناه ز من بود اگر گناه از تو

دوباره جان بدمد در تن کویری من

بر او گر بوزد روح یک نگاه از تو

به جز طنین شکستی درون سینه ی خویش

ترانه ای نشنیدیم هیچ گاه از تو

چه ماهرانه زمان نقش می زند متضاد

کنار سادگی من دلی سیاه از تو

درون کشتی بی لنگری ز عشق و جنون

چه ساده ساخته بودیم تکیه گاه از تو

اگر چه فتنه و آشوب ، مهرورزی و عشق

دروغ گفتن و چشمان کینه خواه از تو

برای من رمقی در طریق عشق نماند

غرور خسته ی این زخم را پناه از تو

من و تو هر دو در این روزگار ناچاریم

هزار افسوس از من و هزار آه از تو ...

 

 

 

[ چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٧ ] [ ٧:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب