روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

 

 

 

ديدی که هيچ عبوری

از تو تا درخت نرفت

و سايه تمام شد

تنها سايه ی سر انگشتانت تو را تا من می گريست

تو در اين شعر حق داری

حق داری شکايت کنی از من ِ از خودت

و از همه ی کسانی که چشمهاشان شور زد و ما ...

کوتاه بيا !

دست های ما کوتاه تر از آن است که به هم برسد

در خودم حجمی به اندازه ی تو باز می کنم

بزرگ شده ام !‌

اين شعر نمک گير توست

بگذار با [[ دوستت دارمی ]] کمرنگ

تمامش کنم ...

[ چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٤ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب