روزهای خوبِ مریم بودن ...
 
قالب وبلاگ
دوستان مریمی
آمار و بنرها

 

كم كم دارد براي شما ترس برم مي دارد

درست است كه اين كوچه را

فقط براي سوت زدن هاي شما

خلوت كرده اند

اما يادتان باشد

زني كه پشت پنجره ايستاده

و با آن نگاه كج افتاده براندازتان مي كند

آن يك استكان چاي را

فقط براي سوزاندن لبهاي شما ريخته است

...

ديگر اعتماد را هم نمي شود

توي هيچ پرانتزي گذاشت

زمين پر از آدم هاي دست دوم است ....

[ یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۳ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مریم آرامش ]

 

 

... من كه اهل نفرين نبودم !‌ من كه تا حالا دل كسي رو نشكسته بودم ، اما مي دونستم تقاص دل شكستن ... نه ! نمي گذرم !

مطمئن باش ، برو

ضربه ات كاري بود

دل من سخت شكست

و چه زشت

به من و سادگي ام خنديدي

به من و عشقي پاك

كه پر از ياد تو بود

و به يك قلب يتيم

كه خيالم مي گفت :

تا ابد مال تو بود

تو برو ، برو تا راحت تر

تكه هاي دل خود را ، آرام

سر هم بند زنم ....

 

[ پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۳ ] [ ۳:٥٦ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]

 

 

 

... این شعر رو برای ... برای دست هایی که حاضر نشدند دستهامو بگیرند ... که پر از ستاره بودند اون دست ها ... و دومی جوابی هستش برای آروم کردن دل خودم یا شاید هم ... شاید یه جورایی می خواستم سر فکرم رو شیره بمالم !

 

دستي تكان بده ، حالا كه مي روي

دلتنگ مي شوم ، تنها كه مي روي

پيشانيت اگر ، خط خوردگي نداشت

مي خواندمش كه تو ، تو با كه مي روي

مجنون نگاه كن ، در چشم هاي من

حالا بگو كجاست آنجا كه مي روي ؟

نفرين نمي كنم ، شايد ببينمت

دنيا به كام تو ، هر جا كه مي روي

يك لحظه صبر كن ! شايد نديدمت

دستي تكان بده ، حالا كه مي روي

 

*******

 

دستي تكان نداد ، وقتي دلم شكست

نفرين نمي كنم ، شايد نداشت دست

هر چند مي شنيد ، فرياد هاي دل

اما غريبه وار ، از كوچه رخت بست

من با خيال او ، اينجا نشسته ام

او بي خيال من ، با ديگري نشست

ديري ست مانده ام ، بيهوده منتظر

اي كاش مي رسيد ، مجنون ، ز دور دست

هرگز نديدمش ، اما هنوز هم

نفرين نمي كنم ، شايد نداشت دست

[ دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۳ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مریم آرامش ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آرشيو مطالب